چون غریب هستند
توی کلام و سخن نمی گنجند
چون سرشار از یه حس هست
من اگر روح پریشان دارم من اگر غصه هزاران دارم گله از بازی دوران دارم
دل گریان،لب خندان دارم به تو و عشق تو ایمان دارم
در غمستان نفس گیر، اگر نفسم میگیردآرزو در دل من متولد نشده، می میرد
یا اگر دست زمان درازای هر نفس جان مرا میگیرد
دل گریان، لب خندان دارم به تو و عشق تو ایمان دارم
من اگر پشت خودم پنهانم من اگر خسته ترین انسانم به وفای همه بی ایمانم
دل گریان، لب خندان دارم به تو و عشق تو ایمان دارم